امشب شب اول ماه محرمه.خیلی انتظارش رو می کشیدم.ولی خیلی زود اومد زودتر از اونکه اماده بشم.اونقدر سرگرم بازی های دنیوی بودم که بوش رو استشمام نکردم.
اما شب اول است و شب سفیر آقا ـحضرت مسلم ابن عقیل.
نمی خوام روضه بخونم.اما وقتی می شنوم مردم کوفه با امام زمونشون چی کردند پشتم می لرزه که اگه "کنت معه"چی می شد.
راست می گن که تاریخ تکرار میشه.
فکرش رو که می کنم می بینم با ذکر "اللهم عجل لولیک الفرج"هر روز داریم برای آقامون نامه می نویسیم که آقا بیا.
اما اگه آقا بیاد چند تا از ماها کوفی نمیشیم و با اقامون به کربلا میریم؟چند تا از ماها با نیت قربه الی الله سر اقامون رور نمی بریم؟...
چرا دور بریم.همین الان که سفیر اقا در بین ماست چند تا از ماها احترام اون رو حفظ می کنیم؟چند تا از ماها مثل حضرت مسلم اون رو تو کوچه ها در مقابل دشمن تنها رها نمی کنیم؟اره راهپیمایی ۲۲ بهمن خیلی از مردم به خیابون ها میان خیلی خونمون رو هدیه به رهبر می کنیم اما همش مال زمانیه که عبیدالله هنوز به کوفه نیومده .هممون با سفیر آقاییم اما بعد از اومدن عبیدالله چی؟چند تا مون حتی از ترس دین خودمون رو مخفی نمی کنیم؟
پس بیاید اگه به آقامون نامه می نویسیم که آقا بیا .تا کربلا همراه اقامون بمونیم تا یکبار دیگه:
مسلم رو از بالای دارالعماره پایین نیندازند
گلوی اصغر رو پاره نکنند
گوشواره از گوش رقیه نکشند
خیمه ها رو اتیش نزنند
معجر از سر ناموس امام نکشند
دستان ابالفضل رو تکه تکه نکنند
علی اکبر رو اربااربا نکنند
...سر حسین رو بالای نیزه نبرند.

اتل متل یه بابا
دلیر و زار و بیمار
اتل متل یه مادر
یه مادر فداكار
اتل متل بچهها
كه اونارو دوست دارن
آخه غیر اون دوتا
هیچ كسی رو ندارن
مامان بابا رو میخواد
بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتا
بابا چه مهربونه
وقتی كه از درد سر
دست میذاره رو گیجگاش
اون بابای مهربون
فحش میده به بچههاش
همون وقتی كه هرچی
جلوش باشه میشكنه
همون وقتی كه هرچی
پیشش باشه میزنه
غیر خدا و مادر
هیچكسی رو نداره
اون وقتی كه باباجون
موجی میشه دوباره
دویدم و دویدم
سر كوچه رسیدم
بند دلم پاره شد
از اون چیزی كه دیدم
بابام میون كوچه
افتاده بود رو زمین
مامان هوار میزد
شوهرمو بگیرین
مامان با شیون و داد
میزد توی صورتش
قسم میداد بابارو
به فاطمه، به جدش
تو رو خدا مرتضی
زشته میون كوچه
بچه داره میبینه
تو رو به جون بچه
بابا رو كردن دوره
بچههای محله
بابا یه هو دوید و
زد تو دیوار با كله
هی تند و تند سرش رو
بابا میزد تو دیوار
قسم میداد حاجی رو
حاجی گوشی رو بردار
نعرههای بابا جون
پیچید یه هو تو گوشم
الو الو كربلا
جواب بده به گوشم
مامان دوید و از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گریه میگفت
كشتند بچههارو
بعد مامانو هلش داد
خودش خوابید رو زمین
گفت كه مواظب باشین
خمپاره زد، بخوابین
الو الو كربلا
پس نخودا چی شدن؟
كمك میخوایم حاجی جون
بچهها قیچی شدن
تو سینه و سرش زد
هی سرشو تكون داد
رو به تماشاچیا
چشماشو بست و جون داد
بعضی تماشا كردن
بعضی فقط خندیدن
اونایی كه از بابام
فقط امروزو دیدن
سوی بابا دویدم
بالا سرش رسیدم
از درد غربت اون
هی به خودم پیچیدم
درد غربت بابا
غنیمت َنبرده
شرافت و خون دل
نشونههای مرده
ای اونایی كه امروز
دارین بهش میخندین
برای خندههاتون
دردشو میپسندین
امروزشو نبینین
بابام یه قهرمونه
یهروز به هم میرسیم
بازی داره زمونه
موج بابام كلیده
قفل در بهشته
درو كنه هر كسی
هر چیزی رو كه كشته
یه روز پشیمون میشین
كه دیگه خیلی دیره
گریههای مادرم
یقه تونو میگیره
بالا رفتیم ماسته
پایین اومدیم دروغه
مرگ و معاد و عقبی
كی میگه كه دروغه؟
شعر از زنده یا د ابوالفضل سپهر
در مورد تیتر مطلب قبلی باید بگم که منظورم از "شرمنده ام " این بود که آیا در مقابل شهدا تونسته ایم رو سفید باشیم یا نه.شرمنده ام از اینکه نتونسته ایم کمی از مشکلات خانواده شهدا رو حل کنیم.
خیلی از ماها تا اسم سهمیه ی شاهد و ایثارگر میاد دادمون میره بالا که :"ااااه.چرا اینقدر بی عدالتی.آخه چرا؟" و هزاران حرف دیگه که نمی نویسم.
اما بیاید یه کم ریزتر بشیم.
بذارید یه خاطره بگم از اون چیزی که برای خود من اتفاق افتاد.
چند سال پیش به دیدار یکی از جانباز ها رفتیم.چندین سال بود که کنج اتاق افتاده بود.(اول همین جا یه صلوات برای شادی روح این شهید بزرگوار بفرستید.)موقع خروج ازپسرش در مورد رشته تحصیلیش پرسیدم.گفت من به خاطر وضعیت حال پدرم دانشگاه شهر خودمونم.جای دیگه نرفتم.آخه نیاز به مراقبت داره.
این هایی که میگم حال خودمه.
تو دورانی که برای کنکور میخوندم هیچ وقت نشد شب از صدای سرفه های شدید پدرم بیدار شم یا نتونم درس بخونم.هیچ وقت نشد تو این فکر باشم که نان آور خونه کیه.هیچ وقت نشد به این فکر کنم که اگه من به دانشگاه برم کی می خواد از خواهر و مادرم مراقبت کنه.هیچ وقت نشد توی خونه جای بابام رو خالی ببینم.(انشالله سایه اش همیشه بالای سرم باشه.)
هیچ وقت نشد بخوام تموم پله های بنیاد شهید رو بالا و پایین برم تا ۱۰۰ تومن پول اون هم با هزار منت و نگاه تحقیر آمیز از دست یه عده که نه جنگ رو دیدند نه حتی ته دلشون تو اون دوران یه ذره تکون خورد بگیرم.
همیشه مطمئن بودم یه بابایی بالای سرم هست که هروقت کم آوردم بهش تکیه کنم.
شهید سپهر شعر های جالبی داره اگه شد چند تاییش رو رو وبلاگم میذارم تا یه کم با زندگی واقعی خانواده شهدا بیشتر اشنا بشیم.هرچند:یتیمی دردیه که دوا نداره.
همه ی این حرف ها در صورتیه که حق خود شهدا بر گردنمون رو حساب نکنیم که اونها همه چیزشون رو به خاطر ما رها کردند و رفتند. ما چی؟
به نظر شما شرایط من با شرایط اون فرزند شهید یا جانباز یکیه؟
در دوران تاریک اصلاحات شاهد بودیم که هر روز روشنفکرانی کور نما هر روز در کنجی علمی بلند کرده وادعای نوینیت می کردند.آنها افکار اما را در زباله دان تاریخ می دیدند .
اما امروز کجایند سروش ها و گنجی هاو۰۰۰ تا ببینند چه کسی به زباله دان تاریخ پیوسته است؟تمروز خمینی زنده تر است یا تو عیدالکریم سروش که حتی حاظر نیستی در مقابل دیگران به اثبات حرف هایت بپردازی؟
زباله دان تاریخ برآزنده ی کیست؟
اگه بخوام این موجود رو در قالب طنز معرفی کنم همون حرف های همیشگی رو در مورد نوع غذا و ساعت خواب و...خواهم زد .
اما قصدم طنز پردازی نیست.
دانشجو در طول این ۶۷ سال به خوبی نقش و پتانسیل خود را نشان داده است.
چه در زمان هایی که همسوی با نظام پیش رفته وچه گاها در خلاف حرکت نظام.
همانطور که مشاهده می کنیم در حال حاضر جبهه ی ....تنها پایگاه باقی مانده ی خود را دانشگاه می داند و تمام سرمایه گذاری خود را بر روی آن انجام می دهد.
در جنگ نرم ؛که نبرد افکار فرهنگی است؛ دشمن بخش اعظم سرمایه گذاری خود را بر روی جوانان انجام می دهد.لذا باید دانشگاه را خط مقدم این جنگ بدانیم.
همواره در خط مقدم نبرد،هوشیاری و بصیرت حرف اول را می زند.کوچک ترین اشتباهی باعث فروپاشی خط و در نتیجه شکست خط های بعدی می شود.
در خط مقدم غفلت و خواب معنی ندارد.چیزی که امروز ما به هیچ وجه به آن توجه نداریم.
همگی خوابیم.منتظریم تا بار دیگر فلان جا را به آتش بکشند تا وارد کار شویم.حتی همان موقع هم آنقدر ناشیانه عمل می کنیم تا بار دیگر شخص رهبری وارد عمل شود و اوضاع را جمع و جور کند.
اگه ایران ۸ سال جنگید و شکست نخورد برای این بود که در کنار رهبری افرادی چون چمران و باکری و همت و....داشت.
کجایند همت ها و باکری ها و علم الهدی ها و....
حرف قشنگی می زد:
در زمان جنگ مردم در خط مقدم بودند امام در جماران
امروز ما در جمارانیم(اشک و آه گذشته) و رهبری در خط مقدم.
دیشب تو سینمای خوابگاه بالاخره فیلم "درباره ی الی"رو دیدم.
البته قبلا توی مجلات مختلف درباره اش تحلیل هایی رو خونده بودم.و با یک پیش زمینه به تماشای فیلم نشستم.
نمی دونم این فیلم به خاطر چی این همه جایزه گرفت؟
تو این فیلم که از حیا و عفت و سطح عمومی جامعه (نمی گم تو جامعه این طور افرادی نیستند) خیلی دور بود مدام شاهد دروغ هایی بودیم که اون قدر بزرگ بودند که روند فیلم رو از این رو به اون رو می کردند.دروغ هایی که هر کدوم آبرو و زندگی دیگران رو بر باد می داد.از رفتار های شخصیت ها و کارهاشون که بگذریم که روم نمیشه حرفی بزنم.
خیلی ها می گن چرا فیلم هایی مثل یانگوم یا جومونگ یا تاجر پوسان ....اینقدر بین ما ایرانی ها طرفدار پیدا کردند؟
اگه شما به این فیلم ها دقت کنید یکی از مهم ترین جنبه های اونها این پشتکار و صداقت شخصیت هاست.فکر کنم تو فیلم جواهری در قصر بلایی که سر یانگوم نیومد نباشه اما این دختر حتی یک لحظه عقب نکشید.
آره اونها دست روی اون نقاطی می گذارند که به نوعی ایده ال افکار مردم جامعه است .خیلی ها می تونن این شخصیت ها رو الگوی خودشون قرار بدن.توی همین فیلم ها شخصیت های منفی هم وجود داشتند اما اونها هیچ وقت بازیگر و شخصیت اصلی نبودند.یعنی نویسنده نقاط منفی جامعه رو از یاد نمی بره اما نمیاد اونها رو بزرگ کنه بلکه با به حاشیه بردن اونها در عین مطرح کردنشون نقاط مثبت رو جلوه می ده.اما شما بیاید و این موضوع رو مثلا با فیلم سوپراستار مقایسه کنید.
اما تو فیلم های ما چی؟آره این مسائل تو جامعه ی ما هم هست.اما بهتر نیست به جای اینکه مدام اونها رو مثل پتک تو سر همدیگه بکوبیم بیایم و جامعه ی رویایی رو نشون بدیم.اینکه اگه با هم صادق باشیم چی میشه.چقدر اوضاع متفاوت می شه.و....
خیلی از مردم ما تا به مشکل می رسن دین وایمان و همه چیز رو می بازند اما می بینیم این شخصیت ها نتایج پایداری رو به ما نشون می دن.
پس نیایم مدام بگیم باید مشکلات جامعه گفته بشه.مصلحت اندیشی نداشته باشید.!!!!!
بصیرت داشته باشیم.
شايد بعضي از شما فيلم كتاب قانون رو ديده باشيد و بعضي نه.خود من نديده ام تنها در مجلات و رسانه هاي مختلف در موردش شنيده ام.اول بذاريد يه كم در مورد فيلم براي اونهايي كه نديده اند يا نخونده اند توضيح مختصر بدم.
"يه دختر لبناني مسيحي با مردي ايراني ازدواج مي كنه و مسلمون ميشه و به ايران مياد.در روند فيلم اين تازه مسلمون در برخورد با خانواده و هم محله اي هاي شوهرش دچار تناقض ميشه.از يه طرف اين افراد (همه ي شخصيت هاي ايراني فيلم_منصفانه بگم يكي از خواهر هاي شوهرش تا حدودي باهاش هم عقيده است)سفره ي حضرت ابالفضل پهن مي كنند و از يه طرف سر همون سفره غيبت مي كنند.يا بقال سر كوچه كم فروشي مي كنه و ....در مقابل اين دختر با آيات قران اونها امربه معروف مي كنه ولي رفتار نا مناسبي باهاش ميشه.و در نهايت اون دختر خانه رو رها مي كنه و ميره."
اين خلاصه اي از فيلم بود.(حالا بريد سينما پول بديد نگاه كنيد.هاهاهاها...)
از شما مي خوام تا نظرتون رو در مورد پخش يا عدم پخش اين فيلم و تاثيرات اون بر جامعه دروني و مهم تر از همه نگاه خارجي ها به ايرانيان و مسلمانان بيان كنيد.
(لازمه بگم اين فيلم دو ساله كه مجوز پخش بهش نمي دادند.)
سوال: مهلت رأي گيري تمديد نشد
پاسخ مدت زمان رأي گيري طبق قانون 10 ساعت است (در اين دوره از انتخابات از ساعت 8 تا 18) و در 4 مرحله تا ساعت 22 تمديد شد (4 ساعت اضافي) وضمناًبه تمام شعب از رسانه ملي تصريح شد که تمامي رأي دهندگان را بپذيرند و حتي در برخي شعب پس از ساعت 24 نيز (بعضاً تا ساعت 30:1 بامداد) رأي گيري وجود داشته است؛ با وجو اينکه حسب قانوني از ساعت 24 (روز بعد) "تمديد غيرقانوني" است.
سوال: مشارکت بيش از 100% در برخي حوزه هاي انتخابيه نشانه تقلب است.
- سازمان ثبت احوال کشور براساس تعداد شناسنامه هاي صادره متولدين، هر ساله تعداد واجدين شرابط شرکت در انتخ ابات هر منطقه را مشخص مي کند. با وجود ارزش اين امر،مشخص نمودن عدد "واجدين شرايط"، نه مبناي قانوني دارد و نه الزام قانوني و نه در قوانين انتخاباتي معياري جهت بررسي ها به شمار مي آيد. ارزش اين عدد صرفاً جهت تخمين نيازمنديها، تعداد شعب مورد نياز، پشتيباني وتدارکات مستقر در هر حوزه انتخابيه و امثالهم مي باشد.
- طبيعي است که عوامل زيادي مؤثر بر صحت و دقت اين عدد ميباشد.
از اين دست ميتوان به: جابجايي به دلايل مختلف از جمله: سفرهاي تفريحي، زيارتي،کاري و يا نقل و انتقال و مهاجرت به دليل شغل،مسکن، تحصيل و کار اشاره نمود.
از ديگر عوامل عدم دقت اين عدد تعيين حدود جغرافيايي مختلف در بررسي ان است مثلاً از نظر مرکز آمار منطقه 20 تهران جزء شهر ري نيست و جزء تهران است و حال آنکه از نظر رأي گيري شهرستان ري با توابع مربوطه يکجا محاسبه مي شود و يا محاسبه شميرات جزء منطقه يک تهران و امثالهم .
- در انتخابات اخير، در سطح استاني "صرفاً در دو استان" در کل کشور، آمار زايد بر واجدين شرايط داشته ايم: استان يزد (0.08%) (هشت صدم درصد) و استان مازندران (0.24%) (24 صدم درصد) در استان بزد 70 هزار دانشجو مشغول به تحصيل است و حدود 16000 سرباز در پادگانهاي آن مشغول خدمتند و ما زندران نيز از جمله استانهاي توريستي و مقصد بسياري از مسافران است. حال آنکه دراستان يزد 515 نفر و در استان مازندران هم 4598 نفر بيشتر از واجدين شرايط، رأي داده اند.
- در 50 شهر در کل کشور آمار رأي دهندگان بيشتر از تعداد واجدين شرايط است. جالب اينجاست که جمع آرا زائد بر واجدين شرايط در 48 شهرستان (غير از شهرستانهاي تهران) برابر با 184734 نفر و جمع آراء زائد بر واجدين شرايط شهرستان شميرانات- به تنهايي- 295799 نفر مي باشد و اکثريت آراء ريخته شده در صندوق هاي شميرانات به صورت قاطع به نفع آقاي موسوي بوده است (در حالي که حتي در برخي از آن 48 شهرستان نيز آراء آقاي موسوي بيشتر است)
- شهر ري 218% مشارکت داشته و مورد اعتراض آقايان واقع شده حال آنکه شميرانات 800% مشارکت داشته و مورد اعتراض واقع نشده! (گرچه علاوه بر تمام علتهاي اشاره شده سفرهاي زيارتي به روي و سفرهاي سياحتي به فشم، ميگون و لواسان از عوامل اين موضوع است)، "اين افزايش مشارکت در دوره هاي قبل نيز سابقه داشته است."
- اگر ضريب افزايش مشارکت در انتخابات (از 60درصد به 85 درصد) به مقياس انتخابات دوره نهم مورد محاسبه قرار گيرد بايد در اين دوره در بيش از 100 شهر افزايش مشارکت داشته باشيم که اينطور نيست.
- جالب آنکه حتي يک شکايت رسمي در اين رابطه از کانديداها واصل نشده است، گرچه از باب احتياط کليه موارد مورد بررسي شوراي نگهبان قرار گرفته است.
در مورد مطلب قبلی برخی دوستان نکاتی رو بیان کردند که لازم بود توضیح بدم.
۱.من نگفتم تفکرات دوستان لیبرالیست.من گفتم سیاست دولت برای جذب ۱۳ میلیون این گونه است.هر چند خود عقاید دیگری داشته باشند.
۲.یه لینک به دوستان میدم تا در مورد همین مطلب مقاله ی دیگری رو بخونند.لینک

